مؤلف مجهول
250
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
از حال او خبر نباشد . پنجاه و دو سال شتربانى كرد . و در زمان شتربانى « 1 » هيچ جايى از صحراى قرن نماند كه پيشانى مبارك آن حضرت در عبادت « 2 » معبود در آنجا نسوده باشد . و غير از سوز آتش عشق الله در دل آن حضرت نبود . و غير از اذكار وظيفه هزار بار مىگفت : محمود ! اما بدانكه سبب عدم ملازمت و مشرف ناشدن آن حضرت به ديدار « 3 » حضرت نبى صلى الله عليه و سلم بعضى گفتهاند ، همين است . اما نه اين است بلكه « 4 » سبب آن است كه حضرت بزرگوار به همان مرتبه كه « 5 » در عالم روحانيت با روح اتصال يافته است ، صابر و شاكر بود كه او را انس حقيقى مىگويند . وجه ديگر در عدم ملازمت آن است كه بزرگوار بااينهمه مرتبه خود را سزاوار طواف عتبهء عليهء مصطفويه نديد از جهت ديگر كسر نفس . و وجه ديگر آنكه در حصول اطوار طريقت ، و وصول به منازل كعبه حقيقت ، اعتماد « 6 » بر قوت نبوت حضرت رسالت پناهى كرد و پناه آورد ، كه بعد و قرب نزد او يكسان است : قرب جانى چون بود بعد مكانى سهل است . از آن بود كه حضرت رسول صلى الله عليه و سلم هر زمان « 7 » مىفرمود : انى لا جد نفس الرحمن من قبل اليمن 59 . اين حديث اشارت به آن است كه اتصال روح با روح در ازل بوده است ، و عالم بر حال يكديگر بودهاند . و آن كسى « 8 » كه گفته است : ميان عاشق و معشوق رمزيست « 9 » * كس داند كه اشتر مىچراند ! اين كلام او مشعر است بر اشارت مذكور « 10 » كه فى الواقع آن حضرت اشتربان بودند . وجه ديگر آن بود در عدم ملازمت ، كه حضرت حق جل و عز « 11 » و علا حضرت خواجه را قدس « 12 » سره العزيز مستور الحال عند الناس آفريده بود ، نخواست كه در عالم شهادت مردم از حال او من كل الوجوه خبردار گردند ، حتى كه به حبيب خود كه مربى آن بزرگوار بود در دنيا ننمود ، همچنانكه روز قيامت آمنا به و صدقنا و سلمنا هفتاد هزار فرشته به صورت اويس برانگيزاند ، و در ميان آنها پنهان كند ، كه كسى او را نبيند و نشناسد ، و در بهشت برندش . اما بعد « 13 » ؛ معلوم باشد كه حضرت خواجه قدس « 14 » سره العزيز پنجاه و دو سال از خلق كناره « 15 » گرفته بود . و درين مدت يك روز بىمشاهدهء حق سبحانه و تعالى نبود . و مستغرق جمال او بود كه از
--> ( 1 ) - ب : - و در زمان شتربانى ( 2 ) - ت : + بزرگوار ( 3 ) - ب : + پرانوار ( 4 ) - ت : بلك ( 5 ) - الف : - كه ( 6 ) - متن تق ، جميع نسخ : اعتميد ( 7 ) - ب : هر زمانى ( 8 ) - ب ، ت : بودهاند ، و اين كلام او مشعر است بر اشارت مذكور كسى كه ( 9 ) - ت : رمز است ( 10 ) - ت : اشتر مىچراند ، از دم ويس قرن بوى خداى مىآيد كه ، ت : اشتر مىچراند و آنكه ( 11 ) - ب : - عز و ( 12 ) - ب : + الله ( 13 ) - ب : - بعد ( 14 ) - ب : + الله ( 15 ) - ب : كنار